ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
26
مجمع التواريخ ( فارسى )
در بين وعظ مردم را ارشاد مينمود كه در اين زمان پادشاه و امرا و تمام مردم دست از دفاع و جهاد برداشتهاند و مردم را بدست دشمن حواله نموده چه ضرور است كه انتظار حمايت پادشاه بايد كشيد ، بر هر كس فى نفسه واجب است كه براى حفظ عرض و ناموس و مال و جان خود بموجب حكم خدا و رسول دفع شر دشمن نمايد و هر كس كه از او كارى آيد و تغافل نمايد در آخرت مستحق عذاب اليم و ورود جحيم خواهد بود . مردم از روى غيرت و حميت دين به قصد جهاد جمعيت عظيم نموده رفبق آن مرد گرديدند چنان كه بروايتى به قدر چهار پنج هزار كس از اين جماعت متنوعه جمع شدند . در اين بين ورود صفى قليخان بخراسان اتفاق افتاد ، از شنيدن جمعيت اين مردم برآشفته حمل بر خروج كرد و او را متهم ببغى و طغيان نموده نزد خود طلب داشت و چون آن مرد گمان تقصيرى به خود نداشت بلكه خود را مستوجب تحسين ميدانست كه چهار پنج هزار كس بىمواجب و بىعلوفه جمع نموده در ركاب سپهسالار از روى درد دين خواهد جنگيد بىمضايقه بملاقات صفى قليخان رفت و آن سفاك بىباك از فرط طيش و غضب بمحض ديدن حكم بفراشان نمود كه او را گرفته انداختند و بضرب ميخكوب سر آن عزيز را خرد نمودند و اين معنى با دو سه امر ديگر كه ذكر خواهد شد بر او نامبارك آمد آخر الأمر در جنگ افاغنه بأقبح وجهى كشته گرديد چنان كه در طى اين اوراق بتفصيل مذكور مىشود . القصه صفى قليخان با جمعيت و كثرت تمام و غرور مالا كلام وارد مشهد مقدس گرديد . ذكر تصرف نمودن قناديل سر كار فيض آثار و طلا آلات و نقره آلات بعد از اداى آداب زيارت به نحوى كه سابق بر اين فتح عليخان تركمان نيز اين نوع سوء ادب بجا آورده بود او نيز بجا آورد . تبيين اين مقال آنكه چون در خزانهء فيض آشيانهء حضرت امام الجن و الانس عليه السّلام قدر معتدبهى از قناديل و شمعدانها و عود سوزها و منقلها از طلا و نقره كه سلاطين و مردم ديگر به نذر آورده بودند جمع شده